زندگی بی عشق هذیان زیستن است و کابوس بودن هستیم بی آنکه بدانیم چرا و میرویم بی دلیل در شاهراه زندگی به هرجا که دلی دیدیم بی پروا میشکنیم برای ماندن به نکبت میکشیم روحی را که در مکتبی عشق آموخت با شعله های سوزان نگاه میسوزانیم آینده ای را که با چشمی روشن باید دید و تنها با کلامی هستی را ناباورانه به پشیزی مقامی شیطانی میفروشیم ما همه خودخواه و خود پرستیم