دلم برات تنگه ... وقتي که بارون مياد و من بدون چتر ...
تنها ... تنها و آرام ...
صبور و بردبار... خودم رو دست ابراي سياه ميدم...
تا بر من ببارند...
شايد کمي از درد فقدان تو رو از عمق دل و جون من
بشورن و ببرن...

اما ... اما ميدوني که
فقط بيشتر دلم تنگ ميشه ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط سعید جون |

