رو لحظه هام بشینه دستامو لمس کنه
کسی نیومد ببینه چقد خستم
باور کنه دردامو ببینه چقد شکستم
به باد تکیه کردم تو این نامهربونیا
شکستم از هر چی تنهاییا
آهای ای آسمون منم با تموم دردام
شب سکوتمو بشکن بذار رو حرفام
نمی خوام کسی مرهمم باشه
ستاره تو بیا که بی تو
شبم نوری نداره
حتی تنهاییام تورو کم داره
مثه یه رویا می مونه با تو بودن
مثه یه گلبرگ رو تنهایی موندن
واسه عطر نگاهت خوندن
باور کن مرا ای عشق
در خلوت نگاهت میمیرم
بی تو نمی تونم تنها بمونم

رو لحظه هام غزل تنهاییو بخونم

بی تو لحظه هام تموم

عاشقی بی تو حروم
|
سفر با خیال ستاره |
باز توی نامهربونیا سراغ تنهاییو گرفتم

سکوت را باور کردم مثه سردیه خیال

تا با چشمانی پر اشک دل به تنهاییا بسپارم

دستانم را به شب می سپارم

تا کسی از سردی دستهایم معجزه ای نسازد
اشک را مرهم باش
سکوت را شکسن
بغض را گریستن
اما باز نبودی
اینم به خاطر ستاره گلم
نگفتی چی میشه آخر ترانه

نگفتی چی میاد به روزگارم
اینو واسه گلم
چه ساده لحظه ها خاطره می شوند

حرفای دلتنگیمون آسون ترانه می شوند
باز به یادت زیر بارون همراه خاطره ها قدم زدم
گیتار خسته عشقو واسه همدمم زدم

باز امشب خاطرتت ویرونم کرد

مثه ماه خسته پریشونم کرد

بازم نامه های دلتنگی من به ماه خسته

رو غم نبودنت غبار دلتنگی نشسته
پژمردن گل یاس بغض آسمونو شکسته
ستاره .......................
رفتنت مثه آغاز غروب می مونه

سرد سرد اینو شب بی ستاره می دونه

غزل رفتنت رو خیال خیسم می خونه

می گم آغاز پاییز

وقت شب بی خاطره می مونه

اینو انتظار چشای خیسم پشت پنجره می دونه

بازم یاد انتظار تو شب یلدا

شب رفتنت باز تو خیالم منو دیوونه می کنه

قصر آرزوهامو آروم آروم ویرونه می کنه

بازم نامه های من به ستاره ها

سکوت تلخ بغض مه گرفته روی ترانه ها

من هنوز منتظرم ستاره














